الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

321

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

وجود دارد . بنا بر اين اين مساله ، يك مساله اخلاقى و انسانى بود و نيز وسيله مؤثرى براى شكستن دو سنت غلط جاهلى ( ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده ، و ازدواج با همسر مطلقه يك غلام و برده آزاد شده ) . مسلم است كه پيامبر ص نبايد در اين مسائل از مردم بترسد و از جوسازيها و سمپاشيها واهمه اى به خود راه دهد ، ولى به هر حال طبيعى است كه انسان در اين گونه موارد به خصوص كه پاى مسائل مربوط انتخاب همسر در كار بوده باشد ، گرفتار ترس و وحشتى مىشود ، به خصوص اينكه ممكن بود اين گفتگوها و جنجالها در روند پيشرفت هدف مقدس او و گسترش اسلام اثر بگذارد ، و افراد ضعيف الايمان را تحت تاثير قرار دهد و شك و ترديد در دل آنها ايجاد كند . لذا در دنباله آيه مىفرمايد : « هنگامى كه زيد حاجت خود را به پايان برد و او را رها كرد ما او را به همسرى تو در آورديم ، تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده‌هاى خود ، هنگامى كه از آنها طلاق بگيرند ، نباشد » ( * ( فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً ) * ) . و اين كارى بود كه مىبايست انجام بشود « و فرمان خدا انجام شدنى است » ( * ( وَكانَ أَمْرُ اللَّه مَفْعُولًا ) * ) . « ادعياء » جمع « دعى » به معنى پسر خوانده و « وطر » به معنى نياز و حاجت مهم است ، و انتخاب اين تعبير در مورد طلاق و رهايى زينب در حقيقت به خاطر لطف بيان است كه با صراحت عنوان « طلاق » كه براى زنان و حتى مردان عيب است مطرح نشود گويى اين دو به يكديگر نيازى داشته‌اند كه مدتى زندگى مشترك داشته باشند و جدايى آنها به خاطر پايان اين نياز بوده است . تعبير به « * ( زَوَّجْناكَها ) * » ( او را به همسرى تو در آورديم ) دليل بر اين است